تبليغاتX
تنهاترين تنها

تنهاترين تنها

كي منو از تنهايي در مي آره؟

كمك

از يه نفر كمك مي خوام
ميخوام يك نفر بهم نشونه هاي خدا رو معرفي كنه؟
كسي تونسته اين نشونه ها رو پيدا كنه تا به من هم بگه؟
آخه خدا به همه صداها و درخواستهاي ما جواب ميده! پس چرا من پيداشون نمي كنم؟

كمك !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 13:3  توسط تنهاترين تنهاي زمين  | 

خدا جونم الان بايد چي كار كنم؟



خدا جونم ميدونم تو هم از دستم خسته شدي؟!
خدا جونم به خودت قسم ديگه برام هيچ چيز مهم نيست، نميدونم چه مرگم شده ديگه از مهمون بازي بدم ميياد از گردش بدم مي آيد همش دلم ميخواد يه گوشه بشينم
خدا جون ديگه حتي كمترين كار رو هم دلم نميخواهد انجام بدم
آخه خودت كمكم كن ديگه، خدا جونم كاش يه جوري اين مغزم به كار مي افتاد و صدات كه همه ميشنون جز من رو ميشنيدم
كاش خدا جون بلد بودم صدات رو بشنوم، به حرفهات گوش كنم
خودت بهم بگو چي كار كنم؟
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 13:18  توسط تنهاترين تنهاي زمين  | 

من چه ام شده خدا جون؟




چقدر تنها ماندم ...... براي بوييدن گل، براي شنيدن يك صدا، براي خواندن يك شعر.... چقدر تنها ماندم.......
براي غرق شدن در يك نگاه.... براي يافتن آرامش يك نوازش..... براي سوختن در شعله عشق چقدر تنها ماندم

خدا جونم
امروز شنبه است و بايد هفته خوبي داشته باشم
امروز بايد خوشحال باشم و بگم ديروز با همسرم رفتم بيرون.... اما ...........
خودت ميدوني كه اون منو خيلي دوست داره من هم اون رو دوست دارم اما بازم احساس تنهايي ميكنم
اما هنوز كسي رو پيدا نكردم كه بگم باهاش ديگه تنها نيستم
با اينكه ديگه بايد فكر آماده شدن براي عروسي باشم همش منتظر جواب آزمايش هستم كه جواب بگيرم كه يه مريضي حاد دارم و ميخوام بيام پيش خودت
خدا جون من چه مرگم شده؟ خدا جون چرا انقدر چرت و پرت ميگم و فكرهاي پرت و پلا ميكنم؟
خدا جون از خودت ميخوام كه اول از همه من و از اين زميني ها نجات بدي.... خدا جون از خودم ديگه بريدم
معلوم هست اين آدمي كه ساختي چي هست كه انقدر چرت و پرت ميگه؟
خدا جونم يك روز حس ميكنم بهت نزديكم يه روز ديگه ازت دور
خودت بگو من چه مرگم شده هان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 8:44  توسط تنهاترين تنهاي زمين  | 

طاقت موندن

 
خورشيد را باور ندارم، حتي اگر نتابد
به
عشق ايمان دارم، حتي اگر آن را حس نكنم
به
خدا ايمان دارم،حتي اگر سكوت كرده باشد

سلام خدا جون
بازم دارم ازت دور ميشم
خدا جونم خودت كمكم كن، اي خدا جون چي مي شه خودت همدم باشي از اين آدمهاي زميني خسته شدم
اي خدا جون ديگه طاقت ندارم
انقدر حرف و حديث شنيدم كه ديگه طاقتم طاق شده
اي خدا جون انقدر دلشوره داشتم كه واي الان به بهم چي ميگن ديگه حرف زدن خودم يادم رفته
از بس كه همش نگران بودم، ديگه زندگي عادي يادم رفته
اي خدا خودت بهم كمك كن، خدا جون خودت كمكم كن
ديگه طاقت ندارم باور كن كه ديگه طاقت ندارم
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 13:56  توسط تنهاترين تنهاي زمين  | 

مرا اينگونه باور كن

مرا اينگونه باور كن!!!
    كمي تنها، كمي بي كس، كمي از يادها رفته.....
            خدا هم ترك ما كرده، خدا ديگر كجا رفته؟!! .....
                   نميدانم مرا آيا گناهي هست؟! .....
                            كه شايد هم به جرم آن ، غريبي و جدايي هست....!!

                                    مرا اينگونه باور كن!!

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 9:10  توسط تنهاترين تنهاي زمين  | 

خدايا خودت كمكون كن

سلام به خداي خوب و مهربونم
ديروز روز اصلاً خوبي نبود براي من، اول صبح كه حالم بد بود، عصر هم كه خودت ديدي با .... بحثم شد، بعد هم كه فرنوش زنگ و زد و گفت كه شوهرش فوت كرد
روحيه ام رو خيلي خراب كرد، داغونم هرچي فكر ميكنم مبينم كه اون دختر معصوم كه كاري نكرده كه بخواد اينطوري سرش بياد
آخه خداي مهربون اون كه 25 سالش بيشتر نبود، مگه چقدر خوشي كرده بود غير از اينه كه همش 3 ماه عروس بود؟
خدا  خيلي روحيه ام رو باختم، خودت كمكم كن، از دست .... اون هم ديگه نمي دونم چيكار كنم
همش تو روياهاي الكي است و 1ذره نميخواهد واقعيت رو درك كنه
خدا جونم بهم كمك كن تا دوباره روحيه ام رو بدست بيارم
خدا جونم خودت كمكم كن
راستي از خودت ميخوام كه به فرنوش اول كمك كني، اي خدا خودت بهش طاقت بده تا بتونه با اين قضيه كنار بياد، اي خدا جون خودت بهش كمك كن كه توي اين زندگي كم نياره،
خدا جون به خودت قسم اگر بهش كمك كني منم قول ميدم كه خودم رو به روحيه بهتر برسونم
اون الان بيشتر به كمك تو نياز داره خدا
خدا تو رو قسم به خودت صدام رو بشنو
اي خدا كمكش كن
از همه دوستان خوبم ميخوام كه اگر براتون مقدور هست براي اين دوست من دعا كنيد تا بتونه اين داغ رو تحمل كنه ، از همتون عاجزانه ميخوام براش دعا كنيد. خيلي تنهاست حتي از تنهايي من 100 قدم تنهاتر
خدايا كمكش كن
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 7:50  توسط تنهاترين تنهاي زمين  | 

خدا ديگه كم آوردم

 حالم خيلي بد است خدا
انقدر بد كه دوست دارم همين الان خودم رو بكشم
خدايا چرا من انقدر بايد حرف بخورم؟ خدايا چرا بايد انقدر ....
خدا جونم كه ديگه خسته شدم نميخوام زندگي كنم، خداجونم ديگه دلم نميخواد اين زندگي رو تحمل كنم
به نظرت اگر 5 شنبه بيام پيشت تو منو از خودت مي روني؟
يعني اگر خودكشي كنم تو ديگه با من حرف نمي زني؟
خدا جون دارم داغون ميشم، خودت كه از اون بالا ناظري! خودت كه داري ميبيني! خدا كم آوردم باور كن ديگه كم آوردم
بدبختي من هم اينه كه به كسي نميتونم حرف دلم رو بزنم
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 8:32  توسط تنهاترين تنهاي زمين  | 

خونه خدا

الو سلام، منزل خداست؟
اين منم مزاحمي كه آشناست، هزار دفعه اين شماره رو دلم گرفته، ولي هنوز پشت خط در انتظار يك صداست،
شما كه گفتيد جواب سلام واجب است! به ما كه ميرسه حساب بنده هايتان جداست؟
الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد
خرابي از دل من است يا كه عيب از سيم هاست؟

خدايا چقدر صدات كنم تا بهم كمك كني كه بهت نزديك بشم، اي خداي بزرگ امروزم باز همون جنجالهاي هميشگي با خودم با .....
خدايا چرا بهم كمك نمي كني؟ دارم كم كم شك ميكنم ها، خودت بهم كمك كن اي خداي بزرگ مهربون
نذار اين سيمها قطع بشه يا اينكه دل من ايراد پيدا كنه!
ميدونم تو به من نياز نداري اين منم كه محتاج توام تا هميشه تا ابد
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 10:45  توسط تنهاترين تنهاي زمين  | 

خدايا تو دركم كن تنهام!!

سلام به خداي خوبم
خداي خوب و مهربونم هنوزم دلم گرفته، چون هركاري كه ميكنم 2*2 من 4 تا نميشه
خدا جون هر حرفي مي زنم كسي نمي فهمه همه فقط تاييد مي كنند يا رد
خدا جون امروزم باز .... من شنبه از صبح شروع كردم با اميد آمدن سركار اما از اول صبح حالم گرفته شد ....
خدا جون كاش ميتونستم داد بزنم بگم كه چقدر تنهام....
خدا جون خودت شاهدي ...
خدا دوست داشتم الان يه جايي بودم مي آمدم با تمام وجودم داد ميزدم خدا تنهام به خودت قسم كه تنهام ...
شايد اينطوري يه نگاهي به من ميكردي
خدا بريدم به خودت قسم ديگه جون ندارم
ببخشيد خدا جون كه سرت رو درد آوردم
ببخشيد كه بازدارم ميزنم به جاده خاكي و ناشكري ميكنم
ببخشيد كه بجاي شكر كردن نعمت ها دارم كفر ميگم و فقط سختي هاي زندگيم رو برات بازگو ميكنم دريغ از يك كلمه تشكر
ببخشيد خوب بچگي كردم
دوست دارم خدا
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 13:53  توسط تنهاترين تنهاي زمين  | 

خداي اميدم فقط تو هستي

سلام به خداي خوبم
الان هواي تهران نيمه ابري هست اما دل من ابري ابري هست
بغض داره خفه ام ميكنه اما چون سركار هستم بايد قورتش بدم به همين خاطر سردرد گرفتم
خدا جونم امروز دلم يه حالي شده با اينكه بايد خوشحال باشم چون دارم به عروسيم نزديك ونزديك تر ميشم اما با اين همه دلم .....
خدا جونم كاش اين پايين بودي .... خدا جونم كاش ميشد تنهايي من رو به كسي بفهموني تا كمي دركم كنن
خدا جونم دوست دارم
چون وقتي مي آيم اينجا و برات مي نويسم دلم سبك تر ميشه، آخه اينجا كسي منو نميشناسه
خدا جونم خودت كمكم كن
+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 14:55  توسط تنهاترين تنهاي زمين  |